دلتنگیهای من ( آینده تویی )

یا لطیف


من

تو

او

کلماتی که درکنار هم

آینده را رقم زده اند

من تنها ست

و تو با اوست

من عاشق تو و

تو عاشق او

ما شدن من و تنها شدن او

همه با توست

چه خیالیست ما شدن من و

تنها شدن او

چه رسم غم انگیزیست

که اگر من  ما بشود

او جدا از توست

و اگر او با توست

من دگر ما نشود

من

تو

او

آینده تویی و

تو یعنی همه

من با تو ماشود و او با تو شاد

پس اصل توو

من و او بازیچه

                      « ققنوس 89/1/3 »


                            دوست دار دوستیهای شما علی                     

/ 2 نظر / 8 بازدید
نانی آزاد

با من اکنون چه نشستن‌ها، خاموشی‌ها با تو اکنون چه فراموشی‌هاست چه کسی می‌خواهد من و تو ما نشویم خانه‌اش ویران باد! من اگر ما نشوم، تنهایم تو اگر ما نشوی، خویشتنی[دلشکسته]

نانی آزاد

‹‹ آسمانم ستاره می خواست که تو آمدی. ابر حسود اما چشم دیدن خوشحالیم را نداشت. آسمانم ابری شد. بارید و بارید و من... به انتظار دیدن دوباره ات قطره های باران را یکی یکی می شمردم. اما تو دیگر پشت ابر ها نبودی وقتی که تمام شدند. نمی دانم در کدام صورت فلکی باید به دنبال تو گشت. در آسمان بزرگ من جای یک ستاره خالی شد. کاش از خورشید فرار نمی کردی تا روشنتر به دنبالت می گشتم. کاش هرگز آسمانم ستاره نمی خواست. کاش ابر ها کمی مهربانتر بودند... تا تو را گم نمی کردم. ای كاش میدانستی شبها.... تنها ستاره ای را كه به نامت زده ام به چشمانم سنجاق میكنم تا یادم نرود در روی زمین كسی هم هست كه سبزی لحظه هایش روزی آرزویم بود.... خانه را در چشم های تو پیدا کردم. پلکهایت را به هم نزن خانه خراب میشوم ››