!!!!

یا لطیف

امشب اصلا حال خوبی ندارم  ، خدا کنه زود تر صبح بشه . دوباره کلی خیال و توهم اومده سر وقتم . 

کاش الان می تونستم حداقل بخوابم . این خواب کوفتی هم دیگه با چشمهای من قهر کرده .

می خواستم شعر جدیدم رو با اسم " خنده عقربه ها " بنویسم برای آپ دیدمم که بیشتر باعث دبرس شدنم میشه کم مونده بود پارش کنم بندازمش دور !

دعا کنید عاقل بشم !!!!!! 

خیلی جدیدا دارم با خودم کلنجار میرم بهترین چیزها از زندگیم خارج شدن یکی یکی دیگه تحملش رو ندارم .

شب خیلی بدی رو دارم پشت سر میگذارم. 

/ 3 نظر / 7 بازدید
نانی آزاد

شبانه .. در ورای یک تزلزل .. به دنبال نگاهی باز می گریم .. و از پشت نفسهای کثیف مانده در اعماق .. و رویاهای مانده در ضمیر خاک .. در خیال یک شب بارانی هم این بار می گریم .. و چشمانم به دنبال دلی از جنس ایمان است .. دلی نازک .. به معنای رقیق ..چارُق حِبری.. به دور جال هر واژه .. سجایایی خَلَق گونه گونه .. ردایی بر تنش همچون مرا مادر .. گهی خواهر .. کمی یاور .. هماوردان من را در مضیقی تن به تن داور .. و من مستغرق از افکار خود این بار می گریم .. به دنبال گلی از جنس شب بوی بهاری .. در میان کوچه های غره از رویای نامعلوم .. از دیار خالقم تا عشق می گریم .. و می گریم تا نسیم رهگذر .. این بار از یاری خبر آرد .. که چشمانش پر از شعر است .. و می دانم که وقتی یار را از دور می بینم .. به یادش هر شباهنگام می گریم[گل]

مانی

صبح شده !‌ زنده ای رفیق/. بیا

نانی آزاد

و آنگاه که گمان می کنی معشوق چه دست یافتنی است و وصل چه ممکن و عشق چه آسان خدا وارد کار می شود و خیالت را درهم می ریزد و معشوقت را درهم می کوبد معشوقت ، هر کس که باشد و هر جا که باشد و هر قدر که باشد خدا هرگز نمی گذارد میان تو و او ، چیزی فاصله بیندازد معشوقت می شکند و تو ناامید می شوی و نمی دانی که ناامیدی زیباترین نتیجه عشق است ناامیدی ازاینجا و آنجا ناامیدی از این کس و آن کس ناامیدی از این چیز و آن چیز تو ناامید می شوی و گمان می کنی که عشق بیهوده ترین کارهاست و برآنی که شکست خورده ای و خیال می کنی که آن همه شور و آن همه ذوق و آن همه عشق را تلف کرده ای وای .. چه نا امید کننده ؟ یعنی همه عشقها بهانه های خداست برای رسیدن به خودش ؟ چه خدای خودخواهی![گل]